محمد صالح جونمحمد صالح جون، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره
کوثر جونکوثر جون، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

محمدصالح جون

محمدصالح دیگه شیرنمیخوره!

1393/3/1 16:31
نویسنده : مامانی
183 بازدید
اشتراک گذاری

خدایا قربون اون بزرگی و حکمتت بشم

وقتی به دنیا میان باید یه چند روزی گریه و جوش و نگرانی داشته باشی که نی نی شیر بخوره

بیداری شبانه و انواع حرکات مثل پاهاشو قلقلک بدی و باهاش حرف بزنی تا بالاخره نی نی لطف کنن از خواب بیدار بشن و شیر بخورن

یکمی بزرگتر که میشن شیر میخورن ولی باید تو جای ساکت و بدون هیچ صدایی تا نی نی با آرامش شیرشو بخوره،خلاصه اینجا هم مادر باید یکمی گریه کنه تا بالا خره شیر بخوره

و حالا بعد تقریبا دوسال باید نی نی رو از شیر بگیریم

یعنی همرا با نی نی که مَمَ میخواد گریه کنیم تا شیر نخورهتعجب

پاهاش و دستاشو قلقلک بدیم تا بخوابهچشمک

خیلی سخته،ولی خدا خودش شدیدا کمک میکنه 

من این پروژه بزرگ رو درست وقتی که از مشهد اومدیم شروع کردم،اونجا از امام رضا خواستم که واقعا کمکم کنه و صبرمو زیاد کنه تا بتونم گریه ها و شب بیداری های عزیزکمو تحمل کنم 

یه هفته بود که فقط در طول روز بهت شیر نمیدادم ،روز اول خیلی سخت بود چون برای خواب ظهرت اومدی بهم چسبیدی و گفتی:مَ مَ 

منم سرگرمت کردم و باهات بازی کردم تا فراموش کنی خلاصه اون روز نخوابیدی و شب هم حتما باید شیر میخوردی تا بخوابی و گرنهگریهگریه

بعد یه هفته تصمیم گرفتم شب هم بهت شیر ندمسوال

خلاصه که اولش گریه که مَ میخوای هر چی رو پا گذاشتیمت قهر  بی فایده بود تا اینکه به یه داروی تلخ متوسل شدیم

دیگه شد که لب به مَ بزنی

خلاصه  از تاریخ 93/2/22 مصادف با شب تولد حضرت علی(ع)،13 رجب، محمدصالح جون اصلا شیر نخورده و هر وقت هم که میگه مَ خودش دستشو رو زبونش میزاره و میگه اَه  تَخ(تلخ)

الهی قربونت بشم عزیزم،ایشاا... که منو میبخشی، خلاصه باید از یه جایی شروع میکردم

نصفه شب با چه ذوقی دهنتو میاوردی جلو تا مَ بخوری یه دفعه به جای مَ یه چیز تلخ میخوردی و حالت بد میشد و روتو میکردی اونطرف با یکمی گریه و حسرت خوابت میبرددلخور

دوباره بیدار میشدی مجبور بودم بلند شم برات سیبیشکلکهای جالب آروین ،موزی شکلکهای جالب آروینچیزی بیارم تا بخوری و سیر بشی و بخوابیخواب

خدایا با همه بزرگیت منو ببخش

خدایا ممنونم ازت که کمکم کردی و ازت میخوام که این صبری که به من دادی به نی نی مون هم بدی(آمین)

در پروژه های بعدی(از جیش گرفتن) هم کمکم کنی(آمین)

 

 

 

 

پسندها (2)

نظرات (3)

benyamin
31 اردیبهشت 93 15:39
like
مامانی
پاسخ
عمه افسانه
4 خرداد 93 13:49
آخی الهی بمیرم واقعا سخته هم واسه نی نی هم مامانش خدا قوت عاطفه جون واسه مام دعا کن سال دیگه همین موقع
حدیث مامان پرهام
11 خرداد 93 23:50
مامانی نی نی رو زود از شیر گرفتی که.محمد صالح یک سال و نه ماهشه زود نیست؟؟؟؟؟